احمد بهشتى
339
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
و لأنّ هذا معلوم فى العناية الأولى ، فهو كالمقصود بالعرض . « 1 » فالشرّ داخل فى القدر بالعرض مثلا كأنّه مرضيّ به بالعرض . ترجمه اشاره برخى از امور ممكن ، جايز است كه وجود آنها از هرگونه شرّ و خلل و فسادى عارى باشد . « 2 » و برخى ديگر ، امورىاند كه ممكن نيست به كمال خود برسند ، مگر اينكه به هنگام تزاحم حركات و تصادم متحرّكات ، دستخوش شرّ و بدى مىشوند . « 3 » و در ميان اقسام ، امور ديگرى است كه يا شرّ مطلق يا شرّ غالبند . « 4 » و هرگاه جواد محض ، مبدأ فيضان وجود خير و نيكو باشد ، وجود قسم اوّل واجب است ؛ مانند وجود جواهر عقلى و اشباه و امثال آنها . « 5 » و همچنين وجود قسم دوم نيز واجب است ؛ چراكه در ايجاد نشدن خير فراوان ، به سبب دور شدن از شرّ اندك ، شرّى فراوان است . « 6 » و اين ، مانند آفرينش آتش است ؛ چراكه آتش به كمال خود ، نايل نمىشود ، مگر اينكه هر جسم حيوانىاى كه با او مصادم شود ، بيازارد . « 7 » و همينطور اجسام حيوانى و موجودى مثل آتش ، ممكن نيست به كمال خود
--> ( 1 ) . اين جمله در قوّهء جملهء شرطيّه است ؛ يعنى « لمّا كان هذا . . . » . ( 2 ) . قسم اوّل از اقسام كه صدور آن واجب است . جواز به معناى امكان عام است و با وجوب سازگار است . ( 3 ) . قسم دوم كه صدور آن نيز واجب است . ( 4 ) . اگر شرّ مساوى را داخل در شرّ مطلق بدانيم ، سه قسم پديد مىآيد و صدور آنها محال است . ( 5 ) . استدلال بر وجوب صدور قسم اوّل است . ( 6 ) . استدلال بر وجوب صدور قسم دوم است . ( 7 ) . مثالى براى خير غالب است .